ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

عيد مبعث

  پيشاپيش عيد بزرگ مبعث را به تمام مان و باباها و كودكان عزيزشان تبريك مي گويم عيدتان مبارككككككككككك       یا محمّد با کتاب آسمانی آمدی                            یا محمّد با پیام مهربانی آمدی      دین تو راه نجات از ظلمت است                                راه دوری از گناه و نکبت است  ...
27 خرداد 1391

مورچه و دوستش

مورچه و دوستش مورچه داره می بافه با نخ زرد و یشمی برای دوستِ خوبش یه شالِ گرمِ پشمی ریخته کنارِ دستش صد تا کلافِ کاموا مورچه می گه: «خدایا! تموم می شه تا فردا؟» زرافه دوستِ مورچه فردا می شه سه سالش هر چی براش می بافه تموم نمی شه شا لش   ...
27 خرداد 1391

پارك ارم با سارا

سلام من و سارا و بابا محسن پنجشنبه شب رفتيم پارك ارم البته ساعت 11 شب راه افتاديم رفتيم و ساعت 3 نيمه شب خانه بوديم خيلي خوش گذشت هم به سارا هم به مامان  بابا سارا خانوم همه چي سوار شد ديگه از چيزي نمي ترسيدي اسب سواري كرد و استخر توپ رفت خيلي خوشش اومد آخه قديما هر وقت كه مي بردمش مي ترسيد و اصلاً بازي نمي كرد و اين دفعه خيلي خيلي بهش خوش گذشت   رفت و سرسه بادي حسابي بازي كرد اون بالا يه اقايي نشسته بود و بچه ها رو از اون بالا هل مي داد پائين براي همين سارا خانومي ما ترسيد و بعد 5 الي 6 سري سرخردن ديگه بالا نرفت و همونجا روي تشك بالا و پائين مي پريد   خلاصه بعدش رفتيم باهم  سوار هواپيما شديم خيلي خوشش اومد ...
20 خرداد 1391
1